یاوران موعود
Google


در اين وبلاگ
در كل اينترنت

شیخ نورى مى‏گوید: مردى از اهل بغداد، نامش حاج على بغدادى و از خوبان و صالحان بود و به دیدار امام زمان‏ علیه السلام نایل شده بود که خلاصه جریان از این قرار است:
حاج على بغدادى به طور دایم از بغداد به شهر کاظمین براى زیارت امام کاظم‏علیه السلام و امام جوادعلیه السلام مسافرت مى‏کرد.
حاج على مى‏گوید: بر من خمس و حقوق شرعى واجب شده بود؛ پس به نجف اشرف مسافرت کردم و 20 تومان از این حقوق را به عالم زاهد فقیه، شیخ مرتضى انصارى دادم و 20 تومان نیز به مجتهد فقیه، شیخ محمد حسین کاظمى دادم و 20 تومان نیز به شیخ محمدحسن شروقى دادم و 20 تومان دیگر باقى ماند که با خودم قرار گذاشتم، زمانى که به بغداد برگشتم به فقیه عالى‏قدر، شیخ محمدحسن آل یاسین بپردازم.

 

روز پنج‏شنبه به بغداد برگشتم، اول به سوى کاظمین رفتم و حرم امام کاظم‏ علیه السلام و امام جوادعلیه السلام را زیارت کردم، سپس به خانه شیخ آل یاسین رفتم و مقدارى از آنچه بر گردنم باقى مانده بود را به او دادم تا در مصارفى - که در فقه اسلامى معین شده - به مصرف برساند و از او اجازه گرفتم باقى مبلغ را به صورت تدریجى به او یا به کسى که او را مستحق ببینم، بپردازم.
شیخ اصرار کرد که نزد او بمانم؛ ولى من قبول نکردم و عذر آوردم که مقدارى کار ضرورى دارم با او خداحافظى کرده، به سوى بغداد رفتم؛ زمانى که 13 راه را رفتم؛ سید گران‏قدر و والامقامى - که داراى هیبت و وقار بود را دیدم، عمامه سبزى داشت و بر گونه‏اش، خال سیاهى بود، قصد رفتن به کاظمین براى زیارت داشت، نزدیک من شد، سلام کرد باهم دست دادیم، مرا به سینه‏اش چسبانید و خیر مقدم گفت و از من پرسید: «به کجا مى‏روى؟»
گفتم: امام کاظم و امام جوادعلیهم السلام را زیارت کرده‏ام و الان دارم به شهر بغداد برمى‏گردم.
فرمود: «به کاظمین برگرد؛ چون امشب، شب جمعه است.»
گفتم: نمى‏توانم، چنین کنم.
فرمود: «مى‏توانى، انجام بدهى، برگرد تا من براى تو شهادت بدهم که از دوستداران جدم امیرالمومنین‏ علیه السلام و از دوستداران ما هستى و شیخ هم براى تو شهادت دهد که خداى متعال فرموده: «واسْتشْهدوا شهیدیْن»؛ «دو شاهد باید بگیرند.»


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393 توسط ع جنامی